به پای سرو آزادی سر و دستی برافشانیم
به عهد گل زبان سوسن آزاد بگشاییم
که ما خود درد این خون خوردن خاموش می دانیم
نسیم عطر گردان بوی خون عاشقان دارد
بیا تا عطر این گل در مشام جان بگردانیم
جهان سرخ گل در غنچه پنهان است ای بلبل
سرود خوش بخوان کز مژده صبحش بخندانیم
به دست رنج هر ناممکنی ممکن شود آری
بیا تا حلقه اقبال محرومان بجنبانیم
شقایق خوش رهی در پرده خون می زند سایه
چه بی راهیم اگر همخوانی این نغمه نتوانیم
ه. ا سایه
بهار زمانی برای باز اندیشی به خود. زمانی برای شوری دیگر برانگیختن .زمانی برای متلاطم شدن زمانی برای عشق ورزیدن دوباره به هستی. زمانی برای دوست داشتن بیشتر انسانها .... خجسته باد.