روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت به مناسبت روز کارگر.با چند تن از دوستان انجمن و دو نفر خبرنگار به بازدید کارخانه آجرپزی در جنوبی ترین نقطه شهر(پاسگاه نعمت آباد )رفتیم.در یک کارخانه .حدود ۱۲۰ نفر کار می کردند.همه کارگران فصلی بودند که عمدتا ازمشهد و شهرهای اطراف آن آمده بودند و بصورت خانوادگی.مرد به اتفاق همسر.خواهر.برادر و گاه بچه هایشان کار میکردند.حدود ۴۰ واحد کوچک مسکونی (شامل یک اتاق .حمام و دستشویی)توسط صاحب کار در اختیار آنها گذاشتهه شده بود.بچه های کوچک تر (تا سن دبستان)نیز مجبور بودند همراه مادر خود سرکار باشند و خاک بازی کنند.بچه هایی بین ۱.۵ تا۲ سال هم آنجا بود.والبته نوجوانان ۱۶-۱۷دساله هم که کار میکردند.مادر بچه ها می گفتند اینجا پارک بچه ها است.البته الان هوا خوب بود و از یک ماه دیگر این بچه ها با معضلات جدی و بیماری های جدی تری روبرو می شوند.
صاحب کوره پز خانه آدم خوبی بود.میگفت که همه کارگرها را بیمه می کندو حتی چند روز پیش هم برای همه آنها یخچال خریده است.وقتی هم که لز چگونگی بر طرف کردنمشکل حضور بچه ها در محل کار گفتیم و مطرح کردیم که آیا می شود یک مهد کودک برای این بچه ها زد.خیلی استقبال کرد و گفت من محل و تا حدودی هزینه های آنرا میپردازم اگر کسی بیاید و این کار را بکند.میگفت حدود ۴۰ سال است که این کوره را دارد و تا حالا هیچ کس -چه دولتی و چه غیر دولتی-به آنجا سر نزده و ما اولین کسانی هستیم که به آنجا سر زده ایم.و برای کارگرها و بچه گل بردیم و یک اسباب بازی کوچک.
خلاصه این که خیلی از حضور ما استقبال کردوالبته خانواده ها و بخصوص خانم هانیز-به واسطه این که اکثر همراهان ما خانم بودند و خانمها هم معمولا خیلی خوب و سریع ارتباط برقرار میکنند-خوشحال شده بودند.امیدوارم بتوانیم کاری برای بچه های آنه بکنیم.
+
نوشته شده در
87/03/01ساعت 9:55 توسط فرشید یزدانی
|
برخی از لیبرال های وطنی که به نظر میرسد از پیامدهای برنامه های تهیه شده که توسط آنها تهیه و اجرا شده کمی شرمنده هستند و دو سال پیش هم با برپایی نشست هایی در خصوص عدالت در دانشگاه شریف یک فرار به جلو داشتند .اخیرا بحث دیگری راه انداخته اند تحت این عنوان که روشنفکران ما ضد سرمایه داری هستند و دلیل آن تحت تاثیر بودن آنها از اندیشه های چپ است.یک جای این بحث خوب است که لااقل قبول دارند که خودشان روشنفکر نیستند(این برائتی است برای روشنفکران ایرانی که در جنایات اقتصادی آنها سهیم نباشند)و نکته دیگر این که بازم میخواهند فراری به جلو داشته باشند .اما به نظرم آقایانی مثل طبیبیان.مشایخ.نیلی و...اگر نه جلوی مردم حداقل در نزد وجدان خود باید از مردم و بدبختی هایی که ناشی از سیاستهای طراحی شده آنهاست شرمنده باشند و پوزش بخواهند که البته به نظرم این تلاشها هم یک جور تلاش برای رهایی از این شرم است ولیراه حل چندان خوبی انتخاب نکرده اند.مطلب کوتاهی در این خصوص در روزنامه
سرمایه نوشتم که اگر بخواهید میتونید ببینید.
+
نوشته شده در
87/02/29ساعت 8:29 توسط فرشید یزدانی
|
دیروز برای اولین بار به اتفاق دوستی برای استفاده از فضای کتابخانه ملی جهت مطالعه به آنجا رفتیم.دم در ورودی از من کپی و یا مدرکی که نشان دهد من تحصیلات دانشگاهی دارم خواستند.گفتم مگر اینجا کتابخانه ملی نیست چرا فقط دانشگاه رفته ها باید از آن استفاده کنند و چرا فرد بیسواد یا کم سوادی مثل من نباید از آن بهره ببرد که ممکن است محقق هم باشد.همانگونه که بوده اند و هستند پژوهشگرانی که مدرک دانشگاهی ندارند.تازه اگر هدف ارتقا دانش است ککه امثال من مستحق تریم.گفتند که اینجا برای محققین و کسانی که کار علمی می کنند هست.گفتم نشان محقق بودن که فقط مدرک تحصیلی نیست.مثلا اگر احمد شاملو که حتی دیپلم هم نداشت به اینجا می آمد راهش نمی دادید؟
البته پس از چانه زنی و صحبت با مسئول مربوطه وارد شدم و تا ۹.۳۰ هم آنجا بودم و کلی چیز خوندم.اما این سوال هنوز برام مطرحه که چرا باید ملاک عضویت در کتابخانه ملی مدرک تحصیلی باشد؟ همان موقع آقایی امد ککه چون کارت عضویت با خود نداشت اجازه ورود هم نداشت او یک جلد کتاب اش را که عکسش پشت آن بود را نشان داد و خواهان ورود بود(البته خیلی پر مدعا و کمی هم بی ادب بود) که مسئول مربوطه خیلی مودبانه جواب داد و او هم تا موقعی که ما داخل شدیم نتوانسته بود وارد شود.
+
نوشته شده در
87/02/16ساعت 14:41 توسط فرشید یزدانی
|
زمانی که مباحث مربوط به وزارت رفاه مطرح بود یکی از بحث های جدی مواجه لزوم مواجه فعال با فقر توسط این وزارت خانه بود که در قانون هم به آن اشاره شده است.یک دفتری هم در تشکیلات این وزارت خانه وجود دارد که کارش همین است.حالا وزیر محترم میگوید خط فقر به چه درد می خورد .و حالا هم که قبول کرده آنرا حساب کند میگوید به مردم ربطی ندارد و آنرا فقط به مسولان میگویم آنهم یواشکی.این رویکرد از کجا میاید؟
به نظرم این نحوه برخورد از پیش زمیته های ذهنی ایشان در خصوص حق مردم برمیخیزد.در حالی که طبق قانون رفاه جز حقوق اولیه مردم است ایشان به نظر میرسد که معتقدند که باید به مردم صدقه داد و نباید به آنها رو داد که طلب کار بشوند بلکه باید بدانند که این لطف حکومت است که شامل حال آنها میشود. اما چرا خط فقر لازم است:
۱.برای برنامه ریزی در جهت کاهش فقر .
۲.برای تخصیص بودجه
۳.برای نظلرت بر عملکرد سازمانهای مربوطه(که به نظر میرسد چون اعلام آن باعث بی آیرویی میشود پس بهتر است مخفی بماند)
۴.برای هدفمند کردن یارانه که جزو وظایف اصلی وزارت خانه است.
به نظرم آقای وزیر میداند بررسی و اعلام خط فقر به چه کاری می آید و به همین دلیل که نه برنامه دارد و نه میخواهد نظارتی بر آن باشد از اعلام آن طفره میرود.
+
نوشته شده در
87/02/10ساعت 12:56 توسط فرشید یزدانی
|
۱.تیم ملی گلف خانم ها تشکیل شد.ورزش اساسا چیز خوبی هست و ورزش حرفه ای هم زمانی خوبه که بتونه اثرات اجتماعی خود را بر سلامت عمومی بگذارد.هزینه هر جلسه حضور در این میدان ورزشی حدود ۴۰ هزار تومان است.
۲.یک جوان که به یک صندوق صدقات دستبرد زده بود و ۲ هزار تومان دزدیده بود به ۱۰ ضربه شلاق و ۴۰۰ هزار تومان محکوم شد.در این که متخلف باید مجازات شود شکی نیست اما اولا مگر صدقات مال همین مردم فقیر نیست حالا یک نفر راسا خودش اقدام به برداشت کرده است کار متولیان را آسان کرده حالا باید مجازاتش کنیم.ثانیا.اگر این جوان بیچاره اینقدر پول داشت که به سراغ صندوق صدقات نمی رفت .ثالثا اگر این جوان نتونه پول جریمه را پرداخت کند چه میشه؟ نمیدونم.
۳.سه مورد تجاوز به کودکان در صفحه حوادث روزنامه اعتماد نوشته شده بود که دو موردش توسط دو معلم صورت گرفته است(دست آموزش و پرورش درد نکنه).این دیگه شرح نمیخواد.
۴.پارک مخصوص نسوان هم افتتاح شد.سالها برخی از فعالان فمنیست دنبال راه اندازی مراکز مخصوص خانم ها از قبیل قهوه خانه نسوان .بودند حالا می شود به تمامی این فعالان این افتتاح مبارک را تبریک گفت.
۵.از ۱۷۰ کارخانه چایی در استان گیلان ۱۶۹ تای آن در استانه تعطیلی قرار گرفته اند چون که دولت ضوابط خرید محصولات را اعلام نکرده است.البته واردات هم بی تاثیر نبوده است.
+
نوشته شده در
87/02/02ساعت 12:27 توسط فرشید یزدانی
|
برخی از ارقام و موارد بودجه ۸۷ کشور:
بند ۲۹:قانون بیمه های اجتماعی کارگران ساختمانی در سال ۸۷ لازم الاجرا نیست.
بند ۳۴:سیستم بانکی موظف است مبلغ ۵۰ میلیارد تومان ازوجوه قرض الحسنه خود را با معرفی کمیته امداد به مدد جویان این کمیته پرداخت نمایید.
یک قلم درآمدی:فروش ساختمان مجلس شورای اسلامی ۲۵ میلیارد تومان.
برخی از اعتبارات(ارقام به میلیارد تومان )
وزارت علوم ۴۳۸.وزارت دفاع ۸۶۳.وزارت ارشاد ۱۶۷.بسیج ۳۱۱.وزارت کار ۹۷.شورای عالی حوزه علمیه قم ۱۱۵.وزارت آموزش و پرورش ۷۲۶۱.کمیته امداد ۱۴۹۱.مجتمع آموزش عالی پیامبر اعظم ۱۳۳.بنیاد شهید۲۲۷۰.بهزیستی ۴۳۳.وزارت رفاه ۲۷۷.صندوق مهر رضا ۴۷۳.تامین مسکن نمایندگان مجلس ۲۵.سازمان مدیریت و برنامه ریزی ۴۹.نیروی انتظامی ۱۵۵۷.
+
نوشته شده در
87/01/26ساعت 14:18 توسط فرشید یزدانی
|
حدود ۴ سال پیش با اصرار مجلس ششم اختیارات وسیعی از جمله تعیین تعرفه های پزشکی به سازمان نظام پزشکی داده شد.سازمانی صنفی که اساسا در جهت تامین منافع پزشکان حرکت میکند .که البته طبیعی هم هست اما آنچه غیر طبیعی است واگذاری اختیار قیمت گذاری خدمات پزشکی به این سازمان است که از قدرت لابی این صنف ناشی می شود.در واقع این مکانیزم یک نوع فساد مشهود و قانونی را طرحی کرده است.که البته این یکی از نشانه های بیماری نظام سلامت کشور است.یکی از مهمترین مشکلات این نظام این است که در تمامی مراحل سیاستگذاری.اجرا و نظارت یک مجموعه حضور دارند و جالب این که همه افراد درگیر هم پزشک هستند.خود این مکانیزم مکانیزم فساد آور است و نمی توان از آن انتظار اصلاح داشت.جالتر این که این امر مصوبه مجلس اصلاح طلب است.محاسبه تعرفه ها (آن هم تعرفه های واقعی.یعنی گرانترین تعرفه ممکن)نیز از روش جالبی برخوردار است.برای تعیین تعرفه ها حتی هزینه های آموزشی پزشکان نیز به پای بیماران نوشته میشود.بیماران هم در این میان بی کس و کارترین افراد هستند و صندوقهای بیمه ای هم که قرار است حافظ طرف تقاضا باشند گاه بر طبل طرف عرضه میکوبند.
در هر صورت این موضوع از موضوعات جالب و قابل بررسی در حوزه سیایت اجتماعی است که هم از نظر مباحث اقتصادی جای بحث دارد و هم در حوزه موضوعات اجتماعی موضوعی جالب است.
+
نوشته شده در
87/01/26ساعت 9:43 توسط فرشید یزدانی
|
برنارد شاو جمله ای دارد به این مضمون که کسانی که چیزهای مهم براشون غیر مهمند چیزهای غیر مهم براشون مهم اند.حالا حکایت وزرات رفاه هم یکمی مثل این شده.کارهای مهم و اساسی ای که به عهده ی ان است تقریبا غیر مهم شده اند و وزارت خانه بیشتر به دنبال کار های غیر مهم است .چیزی که بهانه ی این نوشته است الزام به درج نام وزارت رفاه در سر برگهای سازمان تامین اجتماعی است .واقعا موضوع مهمی بوده که باید توجه مقامات وزارتی را به خودش جلب کنه و جالب تر این که طبق بیان صریح قانون سازمان تامین اجتماعی دارای استقلال مالی و اداری است و درج نام وزارت خانه با قانون تناسب ندارد.تازه سازمانهایی مثل بیمه مرکزی که مستقیما به وزارت دارایی وابسته هستند نیز در سر برگ خود نام وزارتخانه مربوطه را نمی زنند.شاید چون وزارتخانه مذکور مسائل مهم برایش مهمتر است.
+
نوشته شده در
87/01/18ساعت 15:43 توسط فرشید یزدانی
|
دولت نهم نورز را ثبت ملی کرد. چرا نوروز ماندگار شد و حتی ثبت ملی شد؟ می گویند فرهنگ ایرانیان از چنان قوتی برخوردار است که فرهنگ های مهاجم را با خود همراه می کند. برای این ادعا در جریان حمله اعراب و مغول ها شواهدی نیز آورده می شود. در دوران اخیر نیز شواهد زیادی وجود دارد. نوروز از آن جمله است. در سال های اولیه انقلاب عده ای به شدت مخالف نوروز بودند. دولت حتی یکسال اعلام کرد مدارس فقط پنج روز تعطیل هستند. اما کسی تا سیزدهم به مدرسه نرفت. در واقع نوعی مقاومت خاموش صورت گرفت و باعث ماندگاری آن شد.تا جایی که دولت تسلیم شد و بالاخره آن را ثبت ملی کرد. این نوع مقاومت برای احیای جشن های دیگر هم در جریان است مانند جشن مهرگان. تیرگان و اسپندگان و اساسا مقاومت برای شادی (خواست مردم) در مقابل غم (خواست دولت). به نظرم شادی پیروز خواهد شد گرچه به سختی.در کشور ما شادی و خنده یک مبارزه جدی است.
+
نوشته شده در
87/01/10ساعت 14:43 توسط فرشید یزدانی
|
بهار آمد بیا تا داد عمر رفته بستانیم
به پای سرو آزادی سر و دستی برافشانیم
به عهد گل زبان سوسن آزاد بگشاییم
که ما خود درد این خون خوردن خاموش می دانیم
نسیم عطر گردان بوی خون عاشقان دارد
بیا تا عطر این گل در مشام جان بگردانیم
جهان سرخ گل در غنچه پنهان است ای بلبل
سرود خوش بخوان کز مژده صبحش بخندانیم
به دست رنج هر ناممکنی ممکن شود آری
بیا تا حلقه اقبال محرومان بجنبانیم
شقایق خوش رهی در پرده خون می زند سایه
چه بی راهیم اگر همخوانی این نغمه نتوانیم
ه. ا سایه
بهار زمانی برای باز اندیشی به خود. زمانی برای شوری دیگر برانگیختن .زمانی برای متلاطم شدن زمانی برای عشق ورزیدن دوباره به هستی. زمانی برای دوست داشتن بیشتر انسانها .... خجسته باد.
+
نوشته شده در
87/01/09ساعت 12:40 توسط فرشید یزدانی
|