۲. سازمان پزشکی قانونی اعلام کرد که در دیماه ۱۴۱۴ نفر در تصادفات کشته شده اند و نزدیک به ۲۰ هزار نفر هم مجروح شده اند.تعداد کشته ها در یکماه بیشتر از جنگ ۲۲ روزه غزه است.
۳. بر اساس اعلام سازمان بهشت زهرا و پزشکی قانونی هر روز در تهران ۱۵ نفر بر اثر آلودگی هوا فوت میکنند.
...........به نظر میرسد اینها هیچ کدام مساله ما نیستند و کمتر حرفی در برنامه و سیاست گذاری ها در این خصوص زده می شود.مگر جان انسان ها ارزشی هم دارد؟
۴.تازه اینم مهمه که اعلام شده مطابق آمارهای بانک مرکزی و مرکز آمار ایران در خصوص افزایش جمعیت زیر خط فقرِ در سال آینده خط فقر ۸۰۰ هزلار تومان است(نتیجه بررسی های آقای دکتر راغفر ).یارنه های نقدی هم که انگار منتفی داره میشه.ولی الان هنوز دولت توی رودرواسی قرار داره.کلی فرم پر شده و کلی هزینه شده اما انگار با این قیمت نفت پولش در نمیاد.
۲.سرپرست موسسه آموزش از راه دور بر اساس گزارش سازمان بازرسی کل کشور اعلام کرد ۵۵ سال طول میکشد تا بیسوادی در ایران ریشه کن شود.(به نظرم منظورش ریشه کنی بیسوادان ست)قبل از انقلاب ۱۴ میلیون بیسواد داشتیم و امروز ۱۰ میلییون اگر به نسبت بخواهیم عمل کنیم ۷۵ سال طول میکشد که بیسوادی ریشه کن شود.معلو نیست نهضت سواد آموزی کوتاهی کرده یا آموزش و پرورش زیادی بیسواد تولید کرده.در هر صورت مهم اینه که بالاخره یک مقام مسول دولتی هم گفت قریب به ۳ میلیون کودک خارج از چرخه تحصیل داریم.
۳-بنابه گفته یکی از مدیران بهزیستی فقط نیمی از مستمری زنان سرپرست خانوار پرداخت می شود.به این زنان که نزدیک به یک میلیون و چهارصد هزار نفرند و ۵۰ درصد آنها جزو فقیرترین گروهها هستند ماهانه بین ۳۲ تا ۶۰ هزار تومان (اگر تعداد تحت سرپرستی آنان بیش از ۵ نفر باشد) دریافت میکنند بنا به گفته این مسول علت این پرداخت کم کمبود بودجه است.نمی دانم چرا اساسا برای فقرا معمولا بودجه کم می آید.
-اخبار خبر از دستگیری ۸ نفر در دهدشت می دهد که به نزدیک به ۸۰ نفر نوجوان دهدشتی تعرض جنسی کرده اند.گر چه در این فضایی امنیت اجتماعی که متولی آن نیروی انتظامی شده است این مسائل چندان غیر طبیعی به نظر نمی رسد اما ضمن انکه بر خورد مناسب با مجرمین جدای از برخورد پلیسی باید توام با یک واشکافی موضوع نیز باشد لازم است که قربانیان این جنایت نیز به شدت مورد حمایت از لحاظ روانشناسی قرار گیرند.به یقین اگر چنین نشود بیجه های بسیاری از بین این کودکان مظلوم سر بر خواهد اورد.که مقصر اصلی آن جامعه غیر حامی است.
۲.آقای جهرمی وزیر کار فرمودند که:منابع اعتباری جدید وزارت کار از طریق منابع تامین اجتماعی و صندوق مهر رضا(ع)پرداخت می شود". این یعنی تمایل بیشتر به توزیع رانت حتی از منابع مربوط به نیروی کار و نه منابع نفتی.
در ضمن این که معلوم نیست ایشان چه کاره هستند که برای منابع بیمه شدگان تامین اجتماعی تصمیم می گیرند ان هم در صرف آن .
۳. رئیس سازمان ملی جوانان نیز فرمودند :بمب جنسی خطرناک تر از بمب دشمن است."امان از این اجناس خراب. تازه آقای جنتی نیز دانشگاه رفتن خانم ها را از بدبختی ها به شمار اورده اند.
۱.وقتی نفت ۱۰۰ دلار و ۵ دلار برای وضعیت مردم فرقی ایجاد نمی کند پس اداره کردنش هم فرقی نمی کند.
۲.وقتی هیچ کس در مقابل عملکردش و اسیب ها و فرصت هایی که از دست میرود مسئول و پاسخگو نیست من هم می توانم ادعا کنم که حتا با نفت ۱ دلاری کشور را اداره می کنم.
۳.وقتی معلوم نیست بخش زیادی از این درآمدهای نفتی کجا رفته. پس بود و نبودش در اداره کشور زیاد به کار نمی آید.
پس به نظر میرسد حرف ایشان بسیار منطقی است.
۱.رئیس شورای تامین اجتماعی در این مصوبه رئیس جمهور است و یکی جاهایی که مدام به تامین اجتماعی ضربه زده است دولت ها بوده اند حضور رئیس جمهور در راس شورای آن می تواند اثر ضربه گیری جدی ای داشته باشد.
۲. با این مصوبه جایگاه سازمان تامین اجتماعی به عنوان بزرگترین سازمان اجتماعی و اقتصادی به جایگاه واقعی اش نزدیکتر است.و مهم تر این که از دست اندازی هایی که به آن میشده می توان بهتر محافظت کرد به خصوص که تجربه ۴ ساله وزارت رفاه بیانگر نگاه فرصت طلبانه به این سازمان از طرف این وزارت بوده است.
۳. رهایی از نگاه فرصت طلبانه وزارت رفاه خود به خود برای این سازمان خوش یمن است.و به نظرم این نتیجه گیری از عملکرد بسیار ضعیف این وزارتخانه در طول دوره حیات آن است.
۴.اما این تهدید بالقوه وجود دارد که دولت بخواهد از منابع این سازمان در جهات دیگری بهره برداری کند همانگونه که به عنوان مثال روزنامه خورشید در جهت اهداف سیاسی دولت راه اندازی شده روزنامه ای از جیب زحمتکش ترین اقشار و از سازمانی که پرچم آن در مناقشات سیاسی همیشه سفید است.
۵ . با توجه به این که سه سازمان دیگر هم به نوعی زیر نظر این سازمان در خواهند آمد و وضعیت نه چندان مطلوب دو تای آن ها از نظر منابع این تهدید هم قابل طرح است که از منابع این سازمان جهت حل مسائل آن سازمان ها بهره برداری شود.
البته به نظرم تهدیدات از یک نظر جدی هستند و آن هم عدم حضور فعال نهادهای مدنی(اتحادیه های کارگری و کارفرمایی قوی و سهم کم آن ها در شورای تامین اجتماعی) اما چناچه بدنه کارشناسی سازمان تامین اجتماعی برخوردی مستقل و کمی با جسارت داشته باشد این تهدیدات می تواند فقط در عالم فرض باقی بماند.
*یک نکته جالب:وزیر محترم رفاه فرموده اند که عملکرد این وزارتخانه در تامین مسکن محرومان نسبت به سال ۱۳۸۳ با رشدی معادل ۳۱۷ درصد روبرو بوده است.یاد آوری۱. این وزارتخانه در نیمه دوم سال ۱۳۸۳ تشکیل شد.۲.تامین مسکن به طور مشخص جزو وظایف این وزارت خانه نیست.و معلوم نیست وزارت مسکن در اینجا چه کاره است.
۲. دیروز توی خیابان پلاکاردی دیدم که در آن نیروی انتظامی را مسئول امنیت پایدار معرفی کرده بود.خیلی برام جالب بود که چنین کلمات به بازی گرفته می شود.امنیت اجتماعی و آن هم از نوع پایدارش مقوله ای فرا بخشی است که نیروی انتظامی اگر هم برای آن جایی تصور شود بسیار جای کوچکی است آن هم نه به عنوان مسئول که به عنوان یک نهاد نگهبان که به نیاز اعلام شده باید پاسخ دهد و آن هم پاسخ محدود و در چارچوب قانون چنین تقلیل سطح مییابد.یاد داستان آن بچه های که در مورد شغل پدرشان حرف میزدند که پدر یکی شان نماینده مجلس بود .دیگری قاضی و آخری پاسبان.